جمال رضايى
482
بيرجندنامه ( فارسى )
مىرفتند و به همان طرز معهود عزادارى مىكردند . تا حدود نيم سده پيش بزرگترين روضهخوانى ماه رمضان در مسجد عاشورا برگزار مىشد . اين عزادارى كه از شب نوزدهم آغاز مىگشت و تا پايان ماه ادامه داشت در شبهاى نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوّم رونق و شور و هيجان بيشترى داشت و معمولا يكى از روحانيون و علماى بزرگ به منبر مىرفت و پيرامون شخصيّت و مقام و مرتبت و جايگاه و الا و ويژگىهاى گوناگون حضرت على ( ع ) و خدمات و فداكارىهاى آن حضرت در راه اسلام سخن مىگفت . اين مجلس بسيار سودبخش و آموزنده بود و گوينده در پايان سخن خود به خواندن روضه مىپرداخت كه برخى از روحانيان جوانتر از پاى منبر با او همراهى و وى را يارى مىكردند و با سخنان شورانگيز و اشعار و نوحههايى متناسب و مؤثر شور و حالى به مجلس مىدادند . در اين موقع چراغها را خاموش مىكردند و مردم با گريه و مويه بر سر و صورت خود مىزدند بدانسان كه صداى ضجّهء آنان در آن تاريكى دل شب هر شنوندهاى را تكان مىداد و او را نيز به گريه مىانداخت . پس از روضهخوانى مراسم " قرآن بر سر نهادن " اجرا مىشد و به اصطلاح " احياء " مىگرفتند چون آن شبها " احيا " بود و هست . در شبهاى احيا رسم بود كه دعاى " جوشن كبير " را مىخواندند و نخى كلفت از پنبهء سرخ ( ملّه malle ) به دست مىگرفتند و هربند از دعا را كه مىخواندند گرهى بر آن نخ مىزدند و دعا را بر آن " فوت " ( كوف kuf ) مىكردند ، بعدا آن نخ را براى حفظ تندرستى خود به گردن خويش مىانداختند . يكى ديگر از مراسم اين اوقات دادن افطارى يعنى اطعام در افطار بود . در برخى از روضهخوانىها پيش از شروع روضهخوانى " افطارى " مىدادند ، در اين مجالس معمولا هر شب گروهى خاص را دعوت مىكردند و به آنان افطارى و غذايى مىدادند . بزرگترين اين ضيافتهاى افطارى ضيافت بزرگ و مفصّلى بود كه طبق موقوفه كربلائى غلامرضا حسين جعفر صالح و در حسينيّه و خانه وى داده مىشد ، طبق اين موقوفه در تمام ماه مبارك رمضان در اين حسينيّه با غذاهاى خيلى خوب افطارى مىدادند و هر شب قشرى خاص از مردم را به اين مهمانى مىخواندند و اطعام مىكردند « 1 » .
--> ( 1 ) . نك : صص 133 - 132 .